اونا (در اوایل بیست سالگی) یک کافه کوچک در قلب منطقه هیپستر کالیو در هلسینکی اداره میکند. اونا واقعاً نوع کارآفرین کلاسیک نیست: او اغلب دیر به کار میرسد و مشتریانی را که دوست ندارد، بیرون میکند. او همچنین دائماً در حال بحران وجودی است که باید چه کسی شود و آیا او کسی است یا فقط هیچکس. بهترین دوست اونا آرتو، یک هنرمند-دیجی-خالق همجنسگرا ۲۵ ساله است. آنها با هم نفرت، عشق، مهمانی و گریه میکنند و سعی میکنند بزرگسال شوند.