پالما زنی سرسخت است که نوزادش توسط برادرش، فلیکس، ربوده میشود. فلیکس قصد دارد تنها وارث ثروت خانواده شود. برونو، مردی صادق، در همان شب همسر و فرزندش را در حین زایمان از دست میدهد و به طرز معجزهآسا نوزاد پالما را در یک سطل زباله پیدا میکند. سرنوشت زندگی آنها را در یک طرح پر از رازها، افشاگریها و اختلافات به هم پیوند میزند، با عواقب غیرقابل پیشبینی زندگیهایی که بر اساس یک شبکه خطرناک و شگفتانگیز از دروغها بنا شده است.