در حالی که مردی که گمان میکند به دستور خدا برای پاکسازی زمین قبل از دومین بازگشت مسیح به دنیا آمده است، شهر را قتل عام میکند، گروهی از جوانان در سال آخر مدرسه در حال کشف گرایشهای جنسی خود هستند. گوستاوو ۱۷ ساله است و به پسران علاقه دارد، اما آداب دینی که مادرش اجرا میکند با تمایلات او در تضاد است. الکین، پدرخوانده و آزارگرش، دوباره با آنها زندگی میکند. فدرو بهطور آشکار همجنسگراست و از طرف همکلاسیهایش به خاطر رفتار حساسش مورد آزار است. لیلی، معلم هر دو، تا وقتی که قاتل سریالی را دستگیر نکرده آرام نخواهد نشست چون برادرش یکی از قربانیان است. و سارا روانشناس ترنسسکشو است که برای کار به مدرسه میآید تا اتهامات و تعصبات را برهم بریزد.