یک ساله جوان به نام شینومییا یوکی دوستان ندارد و روزهایش را به صورت تنها با کارهای پارهوقت میگذراند. روزی که مانند همیشه پس از شیفت شب به خانه برمیگردد، مردی غریبه که با چاقو به شکم زده شده است، در اتاقش نشسته است. مرد به بیمارستانی که به آن منتقل شده است بیدار میشود و خود را به کارآگاهان به عنوان شینومییا یوکی معرفی میکند و میگوید یوکی او را زده است. یوکی فورا از بیمارستان فرار میکند و به الفور فراری میشود. در همان لحظه زوکا، زنی اسرارآمیز، در برابر یوکی ظاهر میشود و از او میخواهد به او در انتقام از قاتل پدرش کمک کند. او تصمیم به همکاری با او میگیرد. زوکا یک «دوز» است که از خانهای به خانهٔ دیگر میرود در حالی که ساکنان خانه در حال رفتن هستند. این دو نهایتاً با کارا، دختری افسانهای از دزدانِ زندگیسوز که تنها برای انتقام زندگی میکند، رو به رو میشوند.