زمانی که چارلی هریس به کما میرود، بیمارستان هوپ-زیون در هرج و مرج قرار میگیرد و نامزد و جراح همکارش، الکس رید، در حالت شوک باقی میماند. در حالی که کارکنان هوپ-زیون برای نجات جانها تلاش میکنند، دکتر هریس که به کما رفته است، در قالب «روح» در راهروهای هوپ-زی پرسه میزند و مطمئن نیست که آیا او یک روح است یا تصوری از تخیل خودش.