موراسات سومیرا سومیکای در دبیرستان به خاطر برتریاش در درس و ورزش محبوب است. با این حال، او را عشق به همکلاسیاش کشیده است، اما او احساسات سومیرا را درک نکرده است. از سوی دیگر اوشیو نیز به عشق بین دختران علاقه دارد اما فقط به دختران دوستداشتنی نشان علاقه میدهد. سومیرا جوانی قاطع است که در حال ادارهٔ کارگاه خانوادگی خود است و با این داستان نمیتواند مطابق این الگو باشد. در نتیجه درگیری و اضطرابی آغاز میشود چون اوشیو همیشه دنبال خبر از دلبری تازه است. به دلیل انگیزههای دوگانه هر دو، به نظر میرسد که دشواریهای سومیرا تازه آغاز شدهاند.