ایوا کراج، بیوهای زیبا که به تازگی شوهرش را از دست داده است، از زاگرب به محله پر جنب و جوش یاگبلانووو میآید تا زندگی تازهای آغاز کند. در هنگام ورود به یاگبلانوو، ایوا رازی شوکهکننده کشف میکند: همسر درگذشتهاش زندگی دوگانهای داشت و با جولیـا وتزویچ، معشوقهاش که با او فرزندی داشت، زندگی میکرد. جولیا شهردار محبوب یاگبلانووو و خانواده ثروتمندی و مزرعهای بزرگ دارد. ورود ایوا به یاگبلانووو شهر را به هم میریزد. دو مرد به آرامی وارد زندگی ایوا میشوند: آندریا با شخصیت کمرو و جذاب و کریستیان، اما هر دو مشکلاتی دارند: آندریا بار گناه حادثهای جدی که در یاگبلانووو اتفاق افتاد را به دوش میکشد، در حالی که کریستیان با خیانت و مبارزه برتری در کسبوکار خانوادگی روبهرو بوده است.