داستانی درباره عشق و جستوجوی معجزهای برای بهدست آوردن دلِ معشوقهای است که در آستانهٔ فراموشی است. راوی با یادگیری و بهکارگیریِ «سحرِ عشق»، از طریق نمادها و آداب کهن، راهی میابد تا پیوندی عمیق و پایدار با معشوقش بیابد. اما با گذرِ時間، روشن میشود که عشق واقعی بهجای جادوهای بیرونی، در صداقت، فداکاری و پذیرشِ دیگری نهفته است. در پایان، عشق نه از قدرتِ سحر، بلکه از توانِ انسان برای فهمیدنِ دیگری و دوست داشتنِ بدون شرط زاده میشود و راوی درمییابد که همهٔ چیزها از درونِ دلِ انسان آغاز میشود.