پدر ری، کشیشی که ورقبازی میکند، کوکتل مینوشد و عاشق آبی بلوز است، به مردمش در سنت توماس، کلیسای شهری بزرگ در محلهای مرکزی خدمت میکند. او با نارساییهای شخصی خود، از جمله بحرانهای ایمان گاهی روبهرو است. به او پشتیبانی میرسانند: پدر کهنسال و دانا لیا، پدر اریک جوان و استقلالطلب، و خواهری فمینیست به نام خواهر موریان.