سالها پیش، جادوگری به نام مایا در جنگل انبوه کلبونی زندگی میکرد. او آرزو داشت که قدرتمندترین جادوگر در جهان باشد. برای تحقق این آرزو، او فرآیند احضار ارباب تاریکی 'پیشچ' را آغاز کرد. او شروع به ربودن دختران نوزاد از روستاهای نزدیک کرد و آنها را به 'آتش قدرتمند' تقدیم میکرد.