نادیـا بزرگ میشود و به ورزشکار یخنورد تبدیل میشود. او روی جام یخ رویا میکند، همانطور که مادرش روزی رویا داشت. قهرِ گورین با حرفهٔ ورزشی دخترش مخالفت میکند؛ او از هر دشواریای حفاظت میکند و میتوان از او درک کرد: او خیلی چیزها را از دست داده است. در یک جلسهٔ تمرینی مخفی، ندیا با یک بازیکن هاکی جوان و شجاع از مسکو آشنا میشود و اولین عشق در میان آنها شکوفا میشود. پدر به صداقت احساسات پسر جوان باور ندارد و زوج را از هم جدا میکند. اما موانع تنها عشق واقعی را تقویت میکنند و هنگامی که عاشق میشوی، پایگاهِ پایانِ فوقالعادهای میتواند به واقعیت تبدیل شود.