داستان حول فردی سفیدپوست که از حبس خِرِجی آزاد شده است و پس از کشتن پلیس، یک خانواده سیاه پوست را گروگان می گیرد. با گذشت ساعاتی از آزادی از زندان انفرادی در بزرگ ترین زندان امن، تولی دوباره فرار می کند و وقتی خانه ای کنار جاده خاکی پیدا می کند، گروگانگیری می کند. پدرخوانده خانواده که از پلیس متنفر است، از تماس با مقامات امتناع می کند و تنش های خانوادگی بالا می گیرد و به اشتباهات جدی می انجامد.