فیلم در روستای نِلاکونداپاللی در ایالت هینداراباد در دههٔ چهل و نه، جامعهٔ فئودالی تحت نفوذ خانوادگی نجیب و سرپرست آن داراست. ملالما دختر村 است که در تحقیر دائمی به دام افتاده و از آوازهایش آرامش مییابد؛ او با پدربزرگ سالخوردهٔ سامبا به شیئی مقدس که درخت ریحان است، ارتباطی معنیدار پیدا میکند