دی دی و چینا در یک یتیم خانه بزرگ می شوند. آن ها به شدت به ساراسواتاما که از آن ها مراقبت می کرد علاقه دارند. ساراسواتا ما مت نیات خوبی در تهیه پلیکورا دارد. دی دی می خواهد مرکز پلیکورا به یاد ساراسواتاما بسازد وقتی بزرگ شود، برای این کار به هفت لاک نیاز دارد تا از راه عضویت در باند مافیایی پول به دست آورد. پرگاتی دختری از یک سیاستمدار میلیاردر است که با کارهای خیریه آشنا است. او متوجه می شود که یک زمین دار در روستا بیشترین زمین ها را به زور از مردم روستا خریده است. دادگاه از کشاوران می خواهد برای بازپس گیری زمین ها به طور همزمان چهار crores پول بدهند. وقتی پرگاتی می فهمد پدرش برخلاف تصمیمش برای کمک به کشاوران عمل کرده است، دوست او نقشه خودکشی به منظور درخواست ۴ کرور به صورت باج طراحی می کند. و ماجراها با گیر افتادن دی دی و پرگاتی در حالی که هر دو ماموریت خود را انجام می دهند، ادامه می یابد.