Fuckin' Runaway
فیلم فراری لعنتی
هانا بیست ساله به بیمارستان روانی فرستاده می شود به دلیل تلاش برای خودکشی. او به طور روزمره با صدای عمیق مردانه در ذهنش مواجه است که می گوید همراه با امواجی، بیست یارد پارچه، ارزش یک پالتو دارد... او آرامش ذهنی اش را به تدریج با سفر در کیوشو همراه با ناگویایی که از ناگویا آمده و افسرده است بازیافته و با خودرو قدیمی و وفادارش لوس به راه می افتند.