در نیویورک، کارآگاه آلِکس اسکات با شریکش سرجیو پِرز در حال بررسی ناپدیدشدن چندین کودک است. زمانی که به جادوگر مکزیکی به نام گلوریا میروند، او میگوید که نیروی شر قدرتمندی در تعقیب بازتولیدِ پسرش است و سایر کودکان را غرق میکند تا درد را به مادگانشان برساند.