شب سال نو، چند ساعتی پس از آن. ده مسافر از فِر آخر به کپنهاگ از دست رفته اند و توسط مهماندار به هلمه کوچک «امزاپنزا» دعوت می شوند. در آغاز مهمانانی مانند آنا، فرانز و ناتاشا با خوراکی ها و موسیقی کلاسیک پذیرایی می شوند. هنگامی که کاپیتان در مه گم می شود، مسافران از دروغ های زندگی خود اعتراف می کنند