Big Bad Wolf
فیلم گرگ بزرگ بد
در کامرون، گروهی از شکارچیان توسط یک حیوان وحشی مورد حمله قرار میگیرند و چارلی کالی زنده میماند، اما برادرش اسکات را میبیند که در حال مرگ است. هفت سال بعد، برادرزاده نوجوانش، درک کالی، کلید کلبه ناتنیاش را در جاده آتش ۱۳ میدزدد و با چهار همکلاسی و دوستش سم به آنجا میرود تا آخر هفته را با نوشیدنی و رابطه جنسی بگذرانند. اما آنها توسط یک موجود وحشتناک مورد حمله قرار میگیرند که دوستانش را به طرز سادیستی میکشد. سم و درک زنده میمانند و مشکوک میشوند که ناتنیاش، میچل توبلات، یک گرگینه است. وقتی چارلی با درک و سم ملاقات میکند، تصمیم میگیرند شواهدی جمعآوری کنند تا ثابت کنند میچل همان موجود است و او را بکشند، اما میچل نقشه آنها را کشف کرده و به دنبال این سه نفر میافتد.