موروگان یک مکانیک اسکوتر سختکوش در مادورای است که زندگیاش به آرامی پیش میرود تا اینکه یک دختر مدرسهای ثروتمند به نام آیشواریا به او علاقهمند میشود. این علاقه به سطوح خطرناکی میرسد زمانی که او موروگان را ترغیب میکند تا او را از چنگ خانوادهاش که برنامههای دیگری برای آیندهاش دارند، دور کند.