به ظاهر مردی آرام و باوقار، ادمند بورک، به یک فالگیر مراجعه میکند و با یادداشتی که میشنود تصمیم میگیرد به طور ناگهانی همسرش را ترک کند و به دنبال چیزی برود که زندگیاش کم دارد. برخورد با غریبهها و افراد نامطلوب، موانع خشم درونی و دیرسال او را تضعیف میکند تا این خشم در نهایت به انفجار خشونت منجر شود.