فیلیپ، دانشآموزی که به تازگی به دبیرستانش منتقل شده، بیشتر وقتش را به تنهایی در زیرزمینش میگذراند و رادیو و ضبطصوت میسازد. پدرش متوجه میشود که او هیچ دوستی ندارد و به او میگوید که مانند قطعات الکترونیکی که سرهم میکند، "باید با سایر قطعات هماهنگ شوی." فیلیپ متوجه میشود که دلیل نداشتن دوستانش این است که جزو "جمع" نیست و به همین دلیل به مطالعه محبوبترین بچههای مدرسه میپردازد تا ببیند چه ویژگیهایی را بیشتر تحسین میکنند و بتواند مانند آنها باشد و در جمع جا بیفتد.