دختری از روستا به شهر بلم میرود تا در جشنهای سیریو د نازاره شرکت کند. او به فحشا کشیده میشود و آرزو دارد به منطقه ثروتمند جنوب شرقی برزیل برود. در یک کلوب رقص، او با یک راننده کامیون که چوب حمل میکند آشنا میشود. در حالی که به شهر بزرگ فکر میکند، از او درخواست میکند که او را سوار کند و این دو سفر خود را از طریق جاده ترانس آمازون آغاز میکنند. در تنش با مقامات نظامی برزیل در آن زمان، فیلم جنبههای مختلف تراژدی اجتماعی آمازون را ثبت میکند - آتشسوزیهای جنگلی، کار بردهوار و فحشای کودکان. این فیلم در چندین جشنواره بینالمللی جوایزی کسب کرد و توسط سانسور برزیل ممنوع شد. این فیلم سالها بعد منتشر شد و در جشنواره فیلم برازیلیا در سال 1981 برنده شد.