در روستای کاریلد، کنتس سونیا هاردنبرگ و یک زن جوان مجرد به نام مارتا در یک روز دخترانی به دنیا میآورند. مارتا پس از زایمان میمیرد، بنابراین دختر مارتا، بتینا، تحت مراقبت کنتس قرار میگیرد. 17 سال بعد، بتینا و دختر کنتس سونیا، ماریا، ملاقات میکنند، زیرا بتینا در خانهای برای دختران یتیم زندگی میکند که در مجاورت املاک هاردنبرگ قرار دارد. این دو دختر دوست میشوند و ماریا از بتینا دعوت میکند تا به دیدن او در هاردنبرگ بیاید و والدینش سونیا و اتو هاردنبرگ و برادرش کنت فلیمن را ملاقات کند. در همین حال، پدر بتینا، فرانک یانسن، در جنگلهای املاک کار میکند و وقتی دو دختر به دیدن او میآیند، از شباهت بین کنتس جوان و مادر بتینا، مارتا، شگفتزده میشود.