بیلی بیگلو ۱۵ سال پیش مرده است. حالا در خارج از دروازههای بهشت، او مدتها پیش حق خود را برای بازگشت به زمین به مدت یک روز واگذار کرده است. او شنیده که مشکلی با خانوادهاش وجود دارد: به ویژه با همسرش جولی بیگلو، متولد جوردن، و فرزندی که هرگز ملاقات نکرده است. او اکنون میخواهد به زمین برگردد تا در حل مشکل کمک کند؛ اما قبل از اینکه بتواند برود، باید از دربان اجازه بگیرد و داستانش را برای او تعریف کند. این داستان از موزیکال معروف برادوی اثر راجرز و همرشتاین اقتباس شده است.